به زودی در این مکان "دل" ساخته می شود
عمری بود ز هجر تو آزار می کشم...
بعد از این حرفم یک ساعت و نیم حرف زد. همون موقع به زن دائیش زنگ زدم و گفتم : "أأأأأه!!! این پسره چه قدر حرف میزنه؟؟؟ موخمو خورد." حالا همین پسره کسیه که شبمو باهاش صبح میکنم. عزیز ترین آدم زندگیمه و خودش این و خوب میدونه که برای داشتنش راه زیادی رو رفتم. باید حس کنی که چه قدر لذت بخشه کنار کسی راه بری که با همه وجود دوستش داری،هرچند با تو متفاوته. متفاوت فکر میکنه حرف میزنه و عمل میکنه... من این اختلافاش رو با خودم دوست دارم .وقتی به من میگه تو برام انتخاب خانم زهرایی یادم میره که باهاش گاهی حرفم میشه. وقتی پیشونیم رو میبوسه و به من میگه تو عفیفه منی،ریحانه ی منی(هرچند خوب میدونه اشتباهات زیادی داشته م) یادم میره صبحش به خاطر سربه هواییم سرم داد زده. وقتی نازم و می کشه،وقتی دونه دونه انگشتامو میبوسه در حالیکه چشماش پر اشکه دیگه برام مهم نیست که تا چند دقیقه قبلش بهم گفته فلسفه مزخرف ترین رشته ای که می تونی برای ارشد انتخاب کنی*. مهم نیست چون من دوستش دارم... *پ.ن: البته با توضیحات من بعدش از گفته ی خودش پشیمون شد. سفره عقدم شد سفره افطاری. اونم تو تولد کریم اهل بیت. سرخوش و مست بودم و هستم حتی حالا که کمی درد دارم!!! میدونم خل شدم. خوب میدونم!! چون چند وقتیه که مسخم. یعنی باورم نمیشه کلا روزی چند بار جلو آینه میرم و از خودم می پرسم جدا واقعیت داره؟ نه بابا؟ آخرش هم مسخره ام میاد و از جلو آینه میام کنار. اومدی،یه جوری که خودم هم نفهمیدم.آهسته و بی سرو صدا جات رو تو دلم باز کردی و اومدی.... اگه اون بخواد می مونی تا ابد... آید به جهان اگر حسین دگری هیهات برادری چو عباس آید... دیشب این طبع بی قرار شما خواست عرض ارادتی بکند دست کم از دل شکسته تان واژه هایم عیادتی بکند چشم بد دور، عمرتان بسیار کس نبیند ملالتان آقا ما نمردیم خون دل بخورید تخت باشد خیالتان آقا چیست روباه در مصاف شیر؟؟ چه نیازی به امر یا گفته؟؟ تو فقط ابرویی بهم آور می شود خواب دشمن آشفته هست خاموشیت پر از فریاد درتو آرامشی است طوفانی الذی انزل السکینه تو را کرده سرشار از فراوانی واژه ها از لبت تراویدند پر صلابت،پر عاطفه،پرشور آفریدند در دل مردم عزت،آمادگی ،حماسه،حضور این حماسه همه ز یمن تو بود گرچه از آن مردمش خواندی رهبرا! ولی تا ابد محبوب در دل عاشقان خود ماندی سهم دلدادگان صلوات! قسمت دشمنان تو سجیل! رهبری نیست در جهان جز تو که ز امت چنین کند تجلیل نسل سوم چو نسل اول هست باشعور،با شعف،باباور جاری است انقلاب چون کوثر هان!فصل لربک وانحر! گرچه در باغ سینه ات داری لطفها،مهرها،محبت ها گفتی اما نمی روی چو حسین تا ابد زیر بار بدعت ها ناگهان در نماز جمعه ی شهر عطرمحراب جمکران گل کرد بغض تو تا شکست بر لبها ذکر یا صاحب الزمان گل کرد جان ایران!چه شد که جانت را جان ناقابلی گمان کردی؟؟ آبروی همه مسلمانان! اشک مارا چرا درآوردی؟؟ جسم تو کامل است، ناقص نیست می دهد عطر یک بغل گل یاس دستت اما حکایتی دارد رحم الله عمی العباس!! ![]()
| My Blog : BaD BoY |


